الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

79

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

آنها پس از فكر و دقت باينجا رسيدند كه آنچه را به خوبى شناخته‌اند بگيرند و آنچه را كه مكلف نيستند رها سازند و اگر روحت از قبول اين ابا دارد كه تا همانند آنها آگاهى نيابى اقدام نكنى مىبايست از راه صحيح ، اين راه را بپوئى ، نه اين كه خود را بشبهات بيفكنى و يا بدشمنيها تمسك جوئى . اما پيش از آنكه در طريق آگاهى در اين باره گام نهى از خداوندت استعانت بجوى و در توفيقت در اين راه رغبت و ميل نشانده ! و هر گونه عاملى را كه موجب خلل در افكارت مىشود يا تو را در شبهه مىافكند ، يا تو را تسليم گمراهى مىسازد ، رهاساز پس آن گاه كه يقين كردى قلبت صفا يافته و در برابر حق خاضع شده ، و نظرت تكامل يافته ، و اراده‌ات تمركز يافته در آنچه برايت تفسير مىكنم نظر افكن ! و اگر آنچه را در اين زمينه دوست مىدارى برايت فراهم نشد ، و فراغت خاطر ، حاصل نكردى بدانكه در طريقى كه ايمن از سقوط نيستى گام بر مىدارى و در دل تاريكيها قدم مىزنى ، چرا كه آن كسى كه در اشتباه يا در حال تحير و ترديد است طالب دين نيست ، و در چنين موقعى امساك و خوددارى از چنين راههائى بهتر است . پسرم ! در فهم وصيتم دقت نما ! بدان مالك مرگ همومالك حيات است ، و آفريننده همان كسى است كه مىميراند و فانىكننده همواست كه ، جهان هستى را از نو نظام مىبخشد . همان كسى كه بيمارى مىدهد شفا نيز عطا مىكند . و بدانكه دنيا پا برجا نمىماند مگر بهمان‌گونه كه خداوند آن را قرار داده است گاه نعمت و گاه ابتلاء ، و پاداش در رستاخيز ، يا آنچه كه او بخواهد و تو نمىدانى . اگر در باره جهان و حوادثش مشكل و بغرنجى براى تو پيش آمد آن را بر نادانى خود حمل كن زيرا تو در نخست جاهل و نادان آفريده شدى و سپس عالم و آگاه گرديدى ، و چه بسيار است آنچه را كه نمىدانى ، و فكرت در آن سرگردان و چشمت در آن گمراه مىگردد اما پس از مدتى آن را مىبينى ! . .